< پرسه همگانی > ؛ روز اورمزد از ماه اسفند - بیست و پنج بهمن ماه


این روز نیز از روزهای گرامی داشت یاد درگذشتگان می باشد که در نخستین پرسه ی همگانی بدان پرداخته شده است .


< جشن اسفندگان > ؛ روز سپندارمز از ماه اسفند - بیست و نه بهمن ماه


واژه ی اسفند یا سپندارمز در اوستا به گونه ی < سپنته آرمَئی تی > ،sepanta aarma eeti  آمده است و آنرا بچم < مهر، فرتنی و وفاداری > میدانند .
امشاسپند
سپندارمزکه چهارمین از امشاسپندان باشد ، ایزد نگهبان زمین میباشد و درنقش مینوی نشان ایمان و مهر و بردباری است .
از آنرو که این امشا سپند ، ایزد نگهبان زمین است و زمین نیز نماد و نشان باروری است ،این
روز در نزد زرتشتیان روز گرامیداشت زنان و بانوان میباشد و دراین روز بانوان از همسران خود پیش کشی هایی دریافت میدارند .
این جشن که در میان بسیاری روز زن و مادر میباشد ، با شادی و سرور در تالار آدریان ها و دیگر جایگاهها برگزار میشود
.


< پنجه ی کوچک و بزرگ > ؛ روز اشتاد ایزد تا روز وهیشتواش از ماه اسفند - ده روز مانده به نوروز تا پایان ماه اسفند


همانگونه که درلابلای دیگر گفتارها آمد ، ده روز مانده به نوروز (روز اشتاد) پنجه ی کوچک آغاز میشود و تا پنج روز (تا روزانارام) ادامه دارد، که در اینروزها ، خانه ها برای برگزاری نوروز پاکیزه شده و بنا بر باوری به پیشواز فروهرهای درگذشتکان که در ده روز مانده به نوروز به خانه ها بازمیگردند رفته میشود .
همچنین پنج روز پایانی که < گاتابیو > نام دارند ، از برای پنجه ی بزرگ میباشد که در واقع ویژه ی برگزاری پایانی ترین گاهنبار سال میباشد . 


< گاهنبار هَمَس پَت میدیم گاه > ؛ روز اهنود تا روز وهیشتواش از ماه اسفند - بیست و پنج تا بیست و نه اسفند ماه


این گاهنبار، پایانی ترین از گاهنبارهای شش گانه ی سال میباشد که بنا بر همان باور کهن این پایانی ترین گاهنبارهنگام آفرینش انسان است و کامل شدن آفرینش .
چم این واژه را برخی < خلقت همه ی گروهان > دانسته و برخی < میانه ی سرما و گرما > و < برابری شب و روز> دانسته اند .
از آنجایی
که زرتشتیان باور به بازگشت فروهرهای درگذشتگان در ده روز مانده به نوروز دارند ، بنابراین در پیش از آغاز این گاهنبار که به گهنبار پنجه نیزمعروف است ، به خانه تکانی پرداخته و در آخرین پنجه ، آیین آتش روی بام خانه را به جای می آورند .


< آتش روی بام خانه > ؛ بامداد نوروز


در پایان گهنبارهمس پت میدیم گاه و پایان پنجه ی بزرگ ، زرتشتیان هیزم فراهم کرده ، به پشت بامها میبرند و آتش می افروزند و اینکار از برای آن است که باوربه بازگشت فروهرها به جایگاههای خویش دارند و با این کار(آتش افروزی) با فروهرهای درگذشتگان خویش بدرود گفته تا ده روز مانده به سال نوی دیگری .
برخی براین باورند که آنچه به عنوان < شب چهارشنبه سوری > درمیان ایرانیان متداول شده است ، همین جشن میباشد و برخی نیز باور دارند که چهارشنبه سوری از جشن سده گرفته شده است ، به هر روی چنین جشنی در ایران باستان نمی توانسته است وجود داشته باشد ، چرا که در گاه شماری ایران باستان ما ماههای سی روزه داشته ایم و هرروز نامی داشته است و چیزی به نام هفته وجود نداشته ، بنا براین شنبه و یک شنبه و... و نیز چهارشنبه ای هم در کار نبوده و گمان قوی براین است که پس از هجوم اعراب و گسترش اسلام و ایجاد محدودیت هایی برای ایرانیان ، اجداد ما برای پاسداری از آیین
های خویش از آنجایی که شب چهارشنبه در میان اعراب نحس بوده است برای آنان اینگونه بیان کرده اند که دراین شب آتش برافروزیم و شادی کنیم تا دچار نحسی آن نشویم و اینگونه بوده است که توانسته اند آتش افروزی و شادی را در سراسر تاریخ سرزمینمان زنده و پا برجا نگه دارند .